تبليغاتX
I LOVE U


I LOVE U

پسری از جنس عشق

واین روزم به پا یان رسید

   همچون دگر روزها

 و از انتظار پا هایم سبز شده اند

         ودر چشمانم جوانه زده

  نمی دانم با چه زبانی اواز غم ا نگیزین

         انتظارها را برات بخوانم

که زود تر بیایی وجاده ها شرمسارند از

      خبر همیشگی ادامه

 انتظار و تکرار دوباره کم کم دارم احساس

      می کنم که چرا ان

 قاصدک هایی را که می فرستادم دگر هرگز

        باز نمی گشتندحالا

 می فهمم که چرا هیچ قافله ای به سوی من پرواز نمی کند

 

تقدیم به مینای عزیزم که خیلی دوسش دارم

 

نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 11:38 توسط ye ashegh| |

شبي غمگين , شبي باراني و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت ديدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من مي گفت تنهايي غريب است
ببين با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستي ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبي به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهميد
اگر چه تا ته دنيا صدا..

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 14:5 توسط ye ashegh| |

برسنگ قبر من بنویسید خسته بود، اهل زمین نبود نمازش شكسته بود
برسنگ قبر من بنویسید شیشه بود،تنها از این نظر كه سراپا شكسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید پاك بود،چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید این درخت، عمری برای هر تیشه و تبر دسته بود
بر سنگ قبر من بنویسیدكل عمر، پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 0:29 توسط ye ashegh| |

سازنده‌ترين كلمه گذشت است، آن را تمرين كن.
پرمعني‌ترين كلمه «ما» است، آن را به كار ببر.
عميق‌ترين كلمه «عشق» است، به آن ارج بنه.
بي‌رحم‌ترين كلمه "تنفر" است، از بين ببرش.
خودخواهانه‌ترين كلمه "من" است، از آن حذر كن.
ناپايدارترين كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر.

بازدارنده‌ترين كلمه "ترس" است، با آن مقابله كن.
با نشاط ترين كلمه "كار" است، به آن بپرداز.
پوچ‌ترين كلمه "طمع" است، آن را بكش.
سازنده‌ترين كلمه "صبر" است، براي داشتنش دعا كن.
روشن‌ترين كلمه " اميد" است، به آن اميدوار باش.
ضعيف‌ترين كلمه "حسرت" است، آن را نخور.

تواناترين كلمه " دانش " است، آن را فراگير.
محكم‌ترين كلمه "پشتكار" است، آن را داشته باش.
سمي‌ترين كلمه "شانس" است، به اميد آن نباش.
لطيف‌ترين كلمه "لبخند" است، آن را حفظ كن.
ضروري‌ترين كلمه "تفاهم" است، آن را ايجاد كن.
سالم‌ترين كلمه "سلامتي" است، به آن اهميت بده.
اصلي‌ترين كلمه اعتماد است، به آن اعتماد كن.

دوستانه‌ترين كلمه "رفاقت" است، از آن سوءاستفاده نكن.
زيباترين كلمه "راستي" است، با آن رو راست باش.
زشت‌ترين كلمه "دورويي"است، يك رنگ باش.
ويرانگرترين كلمه "تمسخر" است، دوست داري با تو چنين شود؟
موقرترين كلمه "احترام" است، برايش ارزش قايل شو.
آرام‌ترين كلمه " آرامش" است، به آن برس.

عاقلانه‌ترين كلمه "احتياط" است، حواست را جمع كن.
دست و پاگيرترين كلمه "محدوديت" است، اجازه نده مانع پيشرفت بشود.
سخت‌ترين كلمه "غير ممكن" است، وجود ندارد.
مخرب‌ترين كلمه "شتابزدگي" است، مواظب پُل‌هاي پشت سرت باش.
تاريك‌ترين كلمه "ناداني" است، آن را با نور علم روشن كن.
كشنده‌ترين كلمه "اضطراب" است، آن را ناديده بگير.

صبورترين كلمه "انتظار" است، منتظرش بمان.
قشنگ‌ترين كلمه "خوشرويي" است، راز زيبايي در آن نهفته است.
تميزترين كلمه "پاكيزگي" است...
رساترين كلمه "وفاداري" است، سر عهدت بمان.
تنهاترين كلمه "گوشه‌گيري" است، بدان كه جمع هميشه بهتر از فرد بودن است.
هدفمندترين كلمه "موفقيت" است، پس پيش به سوي آن...

نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 1:52 توسط ye ashegh| |

 بنام خدا

نامه ای از طرف خدا ... امروز صبح که از خواب بیدار

   شدی،نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف

  بزنی،حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی

   که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که

 خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.

 

   وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر

   می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من

   بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی

   منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک

   صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی.

  خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن

   دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با

   خبر شوی.

  تمام روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان

   می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدم

   قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت

   می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم

   نکردی.

   تو به خانه رفتی وبه نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای

   انجام دادن داری.

   بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم

   تلویزیون را دوست داری یا نه؟

  در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از

   روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر

   نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...باز هم صبورانه

   انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه

   می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی.

  موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به

   اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً

   به خواب رفتی.اشکالی ندارد.احتمالاً متوجه نشدی که من

   همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از

   آنچه تو فکرش را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو

   چطور با دیگران صبور باشی.من آنقدر دوستت دارم که هر روز

   منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر،یا گوشه ای از

   قلبت که متشکر باشد.

  خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته

   باشی.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق

   تو...به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.

  آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟

   اگر نه،عیبی ندارد،می فهمم و هنوز هم دوستت دارم.

روز خوبی داشته باشی ...  دوست و دوستدارت: خدا

 
 
  یادمان باشد زندگی را سخت نگیریم و قرار نیست تمام روز های  زندگی آن جور که ما می خواهیم باشند
 
 دلی پر از امید به خداوند و تنی سالم و زندگی شادی  داشته باشید
 
در پناه خدا
نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 1:49 توسط ye ashegh| |

واین روزم به پا یان رسید

  همچون دگر روزها

و از انتظار پا هایم سبز شده اند

        ودر چشمانم جوانه زده

نمی دانم با چه زبانی اواز غم ا نگیزین

        انتظارها را برات بخوانم

که زود تر بیایی وجاده ها شرمسارند از

          خبر همیشگی ادامه

 انتظار و تکرار دوباره کم کم دارم احساس

          می کنم که چرا ان

 قاصدک هایی را که می فرستادم دگر هرگز

             باز نمی گشتندحالا

 می فهمم که چرا هیچ قافله ای به سوی من پرواز نمی کند

نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 18:12 توسط ye ashegh| |

 اومدی امیدی دادی به دل شکسته ام

   جون سپردی به وجود بی صدا و خسته ام

  از کدوم ترانه توی قلبم پر کشیدی موندی روی زمین

   که نشستی توی قلبم شدی عزیزترین

 با صدات سوری بده به این دل چشم انتظار

  دیگه از دوری تو نداره این دل قرار

 اخه این دلم شده اسیر اون ناز نگات

   می میرم اگه نباشه خنده ای روی لبات

  قصه عشق من و تو می مونه تو سینه ها

   مهر تو از دل من نمی شه تا ابد جدا

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 5:18 توسط ye ashegh| |

  تو بگو ای مهربانم زمانی که ترکم کنی به کجا

   خواهی رفت زمانی که با من سخن نگویی با چه

 کسی خواهی گفت نمی دانم ایا راحت از من دور

   است یا نزدیک اما خوب می دانم هر کجا که باشی

  در یادم زنده ای و نبض امیدم به نفسهایت بسته

   است و در پیچ و خم این زندگی با منی و من هستم

 که فریاد می زنم نامت را ای مهربانترین

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 5:9 توسط ye ashegh| |

 

 نکردم در این دنیا گناهی

 فقط کردم به چشمانت نگاهی

 اگرهست

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 5:2 توسط ye ashegh| |

salam, mikhastam ye matlabi ro behet begam valiii... aslan velesh kon... >>>>>>>>>>>>>>>>> bikhiyal / / / / / lotfan baghiyasho nakhoon =========================== =========================== ================== ==================goftam lotfan baghiyasho nakhoon chikar dari mikoniii????????? ================= ============= ==================== =========== ============ =============== ================= na kheyr mesle inke fozoolit nemizare ====!!!!!!!!!!az daste to !!!!!!!!!! ================== OK ========= ===========sheytoonit gol karde na? ====================== =========== mikhastam begam kheyli ***((( DOOSET DARAM)))***

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:9 توسط ye ashegh| |


Design By : Night Skin